نوشتن تبریز بازیکن تصویری استقلال

نوشتن: تبریز بازیکن تصویری استقلال اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار حوادث دام مرد هزارچهره جهت زنان

حامد 37 ساله هست. او سه بار به اتهام سرقت، کلاهبرداری و صدور چک بی محل بازداشت شده است و به زندان افتاده هست. چندی پیش که از زندان آزاد شد، شیوه جرایمش را عوض ک

دام مرد هزارچهره جهت زنان

دام مرد هزارچهره جهت زنان

عبارات مهم : زندگی

حامد 37 ساله هست. او سه بار به اتهام سرقت، کلاهبرداری و صدور چک بی محل بازداشت شده است و به زندان افتاده هست. چندی پیش که از زندان آزاد شد، شیوه جرایمش را عوض کردن داد. این بار با حضور در شبکه اجتماعی لاین وتلگرام با زنان طرح دوستی می ریخت و بعد از آن که اعتماد این افراد را به خودش جلب می کرد، مدعی می شد از مشاوران شهرداری های پایتخت کشور عزیزمان ایران هست، درمراجع قضایی نفوذ دارد و می تواند پرسشها افراد را حل کند. او حتی وانمود می کرد سهمیه خودروهای مدل اوج دارد و اگر بخواهند با قیمت پایین این خودروها را می فروشد.

دام مرد هزارچهره جهت زنان

با این ترفندها، زنان را فریب می داد و از آنها کلاهبرداری می کرد. برنامه رادیویی یک پرونده ـ یک روایت رادیو جوان در برنامه سه شنبه خود به گفت وگو با این متهم که معروف به مرد هزارچهره هست، پرداخته که در ادامه مشروح این گفت وگو را می خوانید.

در دوران کودکی دوست داشتی چه شغلی داشته باشی ؟

خیلی شغل ها را دوست داشتم، ولی دوران کودکی ام بد گذشت. مادر و پدرم با هم دعوا می کردند. آنها با هم درگیری داشتند. فضای منزل پر از بی مهری بود . تنش و ناراحتی درخانه ما موج می زد. زندگی ام پر از سختى ها و آسانى ها بود. شرایط کودکی ام آنقدر تلخ بود که از به یاد آوردن آن ناراحتم.

حامد 37 ساله هست. او سه بار به اتهام سرقت، کلاهبرداری و صدور چک بی محل بازداشت شده است و به زندان افتاده هست. چندی پیش که از زندان آزاد شد، شیوه جرایمش را عوض ک

این همه تنش و ناراحتی جهت چه بود ؟

پدرم با زنی آشنا شده است و سر مادرم هوو آورده بود . همین باعث درگیری میان او و مادرم شد. مادرم زن مهربانی بود و همه مشکل ها و پرسشها زندگی را فقط به خاطر حضور من و خواهرم تحمل می کرد. پدرم به زندگی و آینده من، خواهرم و مادرم توجهی نمی کرد. او فکر و ذکرش همسر دومش شده است بود و علاقه ای به زندگی ما نداشت.

خودت ازدواج کردی ؟

مشکلات زندگی ام باعث شد تا الان که 37 ساله ام ازدواج نکنم، ولی خواهرم که کمی از من بزرگ تر هست، ازدواج کرده. او به علت فشارهای موجود در زندگی ما ازدواج کرد و رفت تا از این اوضاع خلاص شود. یک سال بعد از این که من به دنیا آمدم، پدرم ازدواج دوم کرد. ای کاش من به دنیا نمی آمدم. شاید قدم من بود که باعث شد این همه پرسشها و بدبختی به زندگی مان سرازیر شود.

دام مرد هزارچهره جهت زنان

دانشگاه رفتی ؟

نه. شرایط زندگی ما طوری نبود که بتوانم به ادامه تحصیل فکر کنم. فقط تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم. پدرم هنگامی که متوجه شد من دوست ندارم درس بخوانم، قبول کرد ترک تحصیل کنم.

حامد 37 ساله هست. او سه بار به اتهام سرقت، کلاهبرداری و صدور چک بی محل بازداشت شده است و به زندان افتاده هست. چندی پیش که از زندان آزاد شد، شیوه جرایمش را عوض ک

کار می کردی؟

بله، او مرا به شرکتی برد که آنجا کار می کرد. مدتی آبدارچی آنجا بودم، ولی به علت این که با پدرم اختلاف داشتم، نشد آنجا بمانم. بنابراین از آن شرکت بیرون آمدم. بعد از آن که بیرون آمدم، در دو جای دیگر کار کردم. آنجا نیز مدتی بودم و بعد بدون کار شدم.

دنبال کار تازه رفتی؟

دام مرد هزارچهره جهت زنان

نه، بی انگیزه شده است بودم. سرگردان خیابان ها بودم و شب ها پیش مادرم می رفتم. نشانه و انگیزه درستی در زندگی ام نداشتم. دنبال این بودم که کاری پیدا کنم و بتوانم با آن قدرت پیدا کنم تا شاید با آن خلأهای عاطفی ام را پر کنم.

اعتیاد داری؟

بله.

از چه زمانی سیگار کشیدن را شروع کردی؟

از کلاس پنجم ابتدایی و تا الان که 37 ساله ام همچنان سیگار می کشم.

چند سال است اعتیاد داری؟

چهار سال است که معتادم. شیشه و دارو مصرف می کنم.

نوجوانی ات چطور گذشت؟

خیلی بد. مدام شاهد بدرفتاری پدر با مادرم بودم و اشک های بی امان مادرم را دیدم. کتک های پدرم به یادم می افتد و هزاران بدبختی دیگر.

برویم سراغ جرایمت، چه عناوینی را جعل کرده ای؟

عنوان معاون و مشاور شهرداری مناطق 2،3 و 4 تهران، عناوین انتظامی و عنوان مدیر دفتر دو مرجع قضایی.

چطور این عنوان ها را گزینش می کردی؟

اطلاعات مربوط به نام افرادی را که می خواستم عنوان آنها را جعل کنم و با همان عنوان زنان را فریب دهم، در اینترنت سرچ می کردم. بعد طبق همان اطلاعات برخورد می کردم تا سوژه هایم به من شک نکنند و اعتمادشان به من زیاد شود.

سابقه کیفری داری؟

سه مورد. سال 77 همکاری در دزدی در شهر تهران،سال 80 صدور چک بلامحل و سال 90، کلاهبرداری .

اگر افکارم را در راه صحیح پیش می بردم، شرایط و موقعیت کاری و زندگی ام بهتر می شد نه این که به راه خلاف بیفتم و گرفتار زندان شوم، به آخر خط برسم و هر آنچه را در زندگی داشتم و نداشتم، از دست بدهم.

چطور سوژه هایت را شناسایی می کردی؟

اول بلد نبودم چطور از زنان کلاهبرداری کنم. دوستم به نام محمد که فروشنده گوشی بود و چند بار گوشی از او خریده بودم، به من پیشنهاد داد که از زن ها کلاهبرداری کنم.

چطور کلاهبرداری می کردی؟

دوستم در لاین و گروه های تلگرامی با جا زدن خود به عنوان یک زن با زنان دوست می شد. حتی جهت این که اعتمادشان به وی جلب شود، او در گروه هایی که عضو می شد از تصویر زن استفاده می کرد. اول نمی خواستم با او همراه شوم، ولی آنقدر با من حرف زد که وسوسه ام کرد. می گفت زن ها می ترسند و شکایت نمی کنند. بهتر است آنها را به دام بیندازیم و ازآنها کلاهبرداری کنیم و از این راه پول خوبی نصیبمان می شود.

بعد چه شد؟

او در لاین و گروه های تلگرامی با زنان حرف می زد، اعتمادشان را جلب می کرد و بعد از ماجرای زندگی ارزش مطلع می شد. زمانی که می فهمید آنها همسری ندارند و تنها هستند یا از همسرانشان جدا شده است اند، مرا عضو آن گروه ها می کرد تا با آنها دوست شوم.

چند خط خبر رسان تلگرام داشتی؟

چهار خط خبر رسان تلگرام جهت دوستی با زن ها داشتم. دو خط تلفن را دوستم محمد داد و دو خط هم متعلق به خودم بود.

چطور زن ها به تو اعتماد می کردند؟

چرب زبانی می کردم. خودم را معاون و مشاور شهرداری های مناطق 2،3 و 4 تهران، صاحب عناوین انتظامی، اطلاعات و مدیر دفتر دو مرجع قضایی از جمله مدیر دفتر دادستان قرچک و معاون دادستان استان گلستان معرفی می کردم. آنها بعد از این که بررسی می کردند و مطمئن می شدند، نام و سمتی که معرفی کرده ام، صحت دارد، ارتباطشان را با من ادامه می دادند.

در همه کلاهبرداری ها محمد با تو بود؟

زیاد نه. او زیاد شیوه کلاهبرداری را به من آموزش داد. یک روز گوشی ام را در یک ساندویچی دزدی کردند که گمان کردم محمد باعث این دزدی شده است تا شماره زن هایی را که سرکیسه ارزش می کردم، از من دزدی کند. همین باعث شد با هم دعوایمان شود و هر کدام راه خود را پیش بگیریم.

شاکیان را با چه وعده ای فریب دادی؟

با وعده این که می خواهم جهت ملک آنها مشتری پیداکنم. خودروی مدل بالای سهمیه ای با قیمت پایین به آنها بفروشم و یک مورد را هم علاوه براین کلاهبرداری ها به بهانه ازدواج فریب دادم.

بـرای کلاهبـرداری و دیـدن سوژه هایت سفر می کردی؟

بله. بعضی سوژه هایم در پایتخت کشور عزیزمان ایران و بعضی در شهرهای دیگر بودند. یکی از آنها اطراف اصفهان بود. یکی زن جوانی بود که می خواست جهت برادرزاده اش ماشین بخرد. زمانی که با او طرح دوستی در خبر رسان تلگرام ریختم، وانمود کردم مشاور یکی از شهرداری های تهرانم و جهت ماموریت عازم اصفهان هستم. گفتم همان جا خودرویی را که به عنوان سهمیه قرار است به من بفروشند، 3 میلیون تومان زیر قیمت به او می فروشم. او فریبم را خورد و زمانی که به آنجا رفتم، پول را گرفتم و ناپدید شدم.

چطور با این مالباخته آشنا شدی؟

در تلگرام. پیش از این که با این زن ملاقات کنم، روزی چهار تا شش ساعت با او در خبر رسان تلگرام حرف می زدم.

تماس تلفنی هم داشتید؟

بعد از یک روز حرف زدن با این زن 38 ساله، اعتمادش به من جلب شد و باورش شده است بود، گفته هایم درست هست. بعد در لاین شماره تلفن خود را به من داد. سه چهار روز تلفنی حرف زدیم. یکی دو روز بعد به ملاقات او رفتم و همان جا از وی کلاهبرداری کردم. پول را گرفتم تا خودروی ارزان به او بدهم که خودرویی تحویلش ندادم و فرار کردم.

چقدر از شاکی کلاهبرداری کردی؟

طی دو مرحله و هرمرحله 4 میلیون و 500 هزارتومان از او کلاهبرداری کردم.

نفر بعدی را چطور به دام انداختی؟

آن زن را به طور اتفاقی در خیابان های ورامین هنگام رانندگی شناسایی کردم. آن روز من و دوستم محمد سوار خودرویی بودیم. این زن هم راننده خودروی کناری ما بود. او با سرعت بالایی حرکت می کرد. همین باعث شد که از او سبقت بگیریم و در رانندگی کل بیندازیم. زمانی که بعد از طی مسافت طولانی هردو ماشین متوقف شد، این زن شماره اش را به من داد و ارتباطمان شکل گرفت. با او در خبر رسان تلگرام حرف می زدم. بعد از آشنایی گفت، یک ملک دارد که می خواهد برایش بفروشم و او را به بهانه ازدواج فریب دادم. 37 میلیون تومان از او کلاهبرداری کردم.

سوژه بعدی؟

خانمی بود که می خواست خودروی ال 90 خودش را بفروشد و با پول آن خودروی مدل اوج تر بخرد. با او نیزدر خبر رسان تلگرام و لاین آشنا شدم. به بهانه فروش خودروی سهمیه ای با قیمت پایین او را به دام انداختم. زمانی که اعتمادش را جلب کردم و به زندگی شخصی اش راه یافتم، متوجه شدم که او تنها زندگی می کند و منزل اجاره ای در پایتخت کشور عزیزمان ایران دارد.

به منزل اش رفت و آمد داشتی؟

بله. علاوه براین، اعتماد این زن را به خودم جلب و از او کلاهبرداری کردم. به عناوین متفاوت از جمله فروش خودرو، همسایه های این زن در همان مجتمع مسکونی و حتی مغازه داران محل زندگی او را هم فریب دادم و از هر کدام مبالغی کلاهبرداری کردم.

به عواقب کارت فکر می کردی؟

اگر به عواقب کلاهبرداری هایم و این که یک روز بازداشت و مجازات شوم، فکر می کردم، کلاهبرداری نمی کردم.

چطور زن ها به این راحتی اعتماد می کردند؟

خیلی چرب زبانی می کردم و با حرف زدن آنها را قانع می کردم. با پوشیدن کت و شلوار شیک به دیدن آنها می رفتم. هر لحظه با خودروهای گران قیمت اجاره ای سر قرارهایم می رفتم. اگر به عنوان پلیس خودم را معرفی می کردم، تجهیزات پلیسی مثل دستبند و چراغ گردان و باتون همراهم بود که اعتمادشان به من جلب شود.

تا به حال شده است بود از تو کارت شناسایی بخواهند؟

طوری نقشم را بازی می کردم که کسی شک نمی کرد و از من کارت شناسایی نمی خواستند. همین باعث می شد به کلاهبرداری هایم ادامه دهم.

از لباس نظامی هم استفاده کرده بودی؟

از عنوان پلیسی بله، ولی از لباس پلیس نه. فقط با پوشیدن لباس پلیس چند تا تصویر در گوشی ام داشتم تا سوژه هایم مطمئن شوند پلیس هستم. بی سیم و سلاح هم همراهم بود که زیاد به من اعتماد کنند.

فضای مجازی چقدر به تو در کلاهبرداری هایت کمک کرد؟

شاید 90 تا 99 درصد، حضورم در اینترنت باعث شده است بود که افراد بیشتری را به دام بیندازم و براحتی از آنها کلاهبرداری کنم.

عنوان وکیل هم جهت کلاهبرداری ات جعل کردی؟

نه. جعل عنوان قضایی داشتم؛ از جمله مدیر دفتر دادستان قرچک و معاون دادستان استان گلستان.

فکر می کردی بازداشت شوی؟

در کلاهبرداری های آخرم، خسته شده است بودم. می خواستم از این وضع خلاص شوم. می دانستم دیر یا سریع بازداشت می شوم ولی طمع پول باعث شده است بود که کلاهبرداری هایم را ادامه دهم.

هنگام فرار از دست پلیس به چند ماشین آسیب زدی؟

تعدادشان یادم نمی آید. بعد از کلاهبرداری از زن اصفهانی که آخرین سوژه ام بود، به پایتخت کشور عزیزمان ایران فرارکردم. در یکی از خیابان های پایتخت کشور عزیزمان ایران در خودرویم در حال مصرف شیشه بودم که متوجه شدم ماموران در تعقیبم هستند. جهت فرار از دست آنها با خودروهایی که اطرافم بودند، برخورد کردم تا راهی جهت فرار پیدا کنم. در جریان این تعقیب و گریز زمانی که خودرویم متوقف شد، فهمیدم هنگام فرار باعث مصدومیت دو مامور شده است ام. علاوه برآن 27 ماشین را در هم کوبیده و به مالکان این خودروها آسیب زده بودم. حالا پول های کلاهبرداری شده است از زن ها و خسارت مالکان این خودروها را باید بپردازم.

هیچ وقت پشیمان نشدی؟

برخی مواقع از کاری که می کردم و کلاهی که سرخانم ها گذاشته بودم، ناراحت می شدم،اما کلاهبرداری عادتم شده است بود .الان می فهمم یک روز آزادی چقدر با ارزش هست. می ارزد به این که این همه مشکلات، بازداشت و زندانی شدن را نداشته باشم.

هشدار های مهم پلیس

سرگرد بابک نمک شناس،رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی پایتخت کشور عزیزمان ایران بزرگ راجع به این پرونده گفت: این متهم به علت جعل عناوین انتظامی، دولتی و فریب زنان در اینترنت و کلاهبرداری از آنها، به مرد هزار صورت معروف شده است بود. همان طور که اینترنت آثار مثبتی دارد، می تواند آثار مخربی هم داشته باشد. از خانواده ها می خواهیم نظارت بیشتری بر فرزندان خود داشته باشند تا در اینترنت مورد سوء استفاده قرار نگیرند.

وی افزود: ازخانم ها می خواهیم هنگام حضوردر اینترنت دقت مورد نیاز را داشته باشند و براحتی فریب نخورند و به افرادی که در اینترنت با آنها آشنا می شوند، براحتی اعتماد نکنند و اطلاعات شخصی و خانوادگی خود را دراختیارآنها قرارندهند. همچنین پرسشها خود را با افراد غریبه در میان نگذارند تا مورد سوء استفاده قرار نگیرند. اگر با افرادی آشنا می شوند که با عناوین متفاوت خودرا به آنها معرفی می کنند، ازاین افراد کارت شناسایی خواسته و ضمن استعلام مطمئن شوند که آنها هویت واقعی دارند. در غیر این صورت عنوان را به پلیس اطلاع دهند.

اخبار حوادث – جام جم

واژه های کلیدی: زندگی | تلگرام | ازدواج | اینترنت | کلاهبرداری | گروه های تلگرام | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs